X
تبلیغات
پژواکی از اندیشه های جامعه شناسی
پژواکی از اندیشه های جامعه شناسی
وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه کاشان 
قالب وبلاگ

بسان رهنوردانی كه در افسانه ها گویند 
گرفته كوله بار زاد ره بر دوش 
فشرده چوبدست خیزران در مشت 
 گهی پر گوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افشانگیشان راه می پویند 
ما هم راه خود را می كنیم آغاز 
سه ره پیداست 
 نوشته بر سر هر یك به سنگ اندر 
حدیثی كه ش نمی خوانی بر آن دیگر 
 نخستین : راه نوش و راحت و شادی 
 به ننگ آغشته ، اما رو به شهر و باغ و آبادی 
 دودیگر : راه نیمش ننگ ، نیمش نام 
اگر سر بر كنی غوغا ، و گر دم در كشی آرام 
سه دیگر : راه بی برگشت ، بی فرجام 
من اینجا بس دلم تنگ است 
و هر سازی كه می بینم بد آهنگ است 

بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بی برگشت بگذاریم 
ببینیم آسمان هر كجا آیا همین رنگ است ؟

بقیه شعر رو در ادامه مطلب بخونید...


ادامه مطلب
[ شنبه سی ام مرداد 1389 ] [ 18:23 ] [ امید مظلومی ] [ ]

این عنوان یکی از مقاله‌های روزنامه ان.آر.سی است در یکی از شماره‌های اخیر خود. در صدر این مقاله آمده است: این تابستان خبرنگاران ما از کشورهای گوناگون، رابطه آن کشورها را با پول توصیف می‌کنند. این بار نوبت ایران است.

در این نوشتار که به قلم توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی ان.آر.سی در ایران است می‌خوانیم:

 هنوز پس از شش سال سکونت در این کلان‌شهر، نمی‌دانم تهرانی‌ها از کجا پول در می‌آورند.

بسیاری افراد در نگاه اول به نظر می‌آید که هیچ درآمدی ندارند یا درآمدشان ۳۰۰ یورو بیشتر نیست. ۳۰۰ یورو نسبت به پولی که برای زندگی در تهران لازم است، انعامی بیش نیست.

با علم بر این‌که تورم در ایران بالاتر از ۲۵ درصد است، نظام همگانی پرداخت هزینه خرید خانه با اقساط وجود ندارد و کمک‌هزینه‌هایی که دولت به بیکاران می‌دهد، در حداقل قرار دارد، این پدیده که ساکنان تهران باز هم دستشان به دهانشان می‌رسد، یک راز عجیب است. البته چنین نتیجه باید گرفت که وضع زندگی تهرانی‌ها دشوار است.

با همه دشواری‌ها مردم باز هم پول برای خرج کردن دارند. این احتمالاً به خلاقیت بی‌انتهای آنان در به دست آوردن سود برمی‌گردد.

کسی که در ایران می‌خواهد سود کند، باید ۲۴ ساعت در فکر پول باشد. تهرانی‌ها هم به صحبت زیاد در مورد پول علاقه وافری دارند؛ چه در جشن‌ها، چه در تشیع جنازه، در فروشگاه‌ها، در سونا یا در تاکسی؛ فرقی ندارد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم مرداد 1389 ] [ 16:8 ] [ امید مظلومی ] [ ]

سال ۱۲۳۰ :

مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

 زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید! نا محرم که خونمون نبود .حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

 مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

-  بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه…

 سال ۱۲۸۰ :

مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که بمیری  دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟

 زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

 مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

 سال ۱۳۳۰ :

مرد: چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم…

 زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

 مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

-بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …

سال۱۳۸۰ :

مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

 زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا)

 مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!!  )

 سال ۱۴۰۰ : !!!

زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

 بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه!!!
[ پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389 ] [ 13:58 ] [ امید مظلومی ] [ ]
 

چنین گفت زرتشت نام کتابی‌است که فردریش نیچه، فیلسوف زبان و فرهنگ‌شناس آلمانی آنرا نگاشته‌است. این کتاب حالت داستان‌گونه دارد و قهرمان اصلی آن شخصی به نام «زرتشت» ( این نام را نیچه با گوشه چشمی به پیامبر ایرانی انتخاب کرده ). نیچه در این کتاب عقاید خود را از زبان این شخصیت بیان می کند. نیچه، چنین گفت زرتشت را «کتابی برای همه کس و هیچ کس» هم نامید.

این اثر فلسفی و شاعرانه، که طی سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ نوشته شد، مهمترین اثر نیچه است که در آن نظریاتی چون، "ابرمرد" و "بازگشت جاودانی" کامل‌ترین صورت و مثبت‌ترین معنی خود را پیدا می‌کند.

چکیده کتاب را در ادامه مطلب ببینید...

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 ] [ 13:52 ] [ امید مظلومی ] [ ]

داستان از یک نظرخواهی در شبکه بی بی سی شروع شد. در اين نظر خواهي، آمار نشون داد که ۸۱ ٪ از مردم انگليس، به جاي افزايش ثروت از دولت توقع دارند که زندگي شادتري براشون فراهم کنه.

سئوال اينجا بود که چطور؟ به عنوان اولين قدم، دانشگاه ليسستر، پروژه اي با هدف رتبه بندي کشورها از نظر شادي مردمشون تعريف کرد. نتايج اين رتبه بندي و دلايل شادي ملتها خيلي خيلي جالب بود به خصوص ايران ! ! !

 و اما ايران . . . . . . . .

گفتني است که در اين آمار گيري معتبر که از ۲۲۰ کشور جهان گرفته شده است، ايران با شانس زندگي نزديك 50، رتبه۲۰۲ را به خود اختصاص داده است که در بين کشورهاي آسيايي بعد از عراق و افغانستان غمگين ترين مردمان در قاره کهن به حساب مي آيند.

عواملي که در اين آمارگيري، ايران را جزو ۲۰ کشور آخر جدول قرار داده است دلايلي چون: تورم و گراني کالا، نارضايتي مردم از وضع معيشتي، نبود امنيت رواني و اجتماعي، رکود اقتصادي، نبود امنيت اقتصادي براي سرمايه گذاري، نرخ جرم و جنايت بالا، انحراف شديد از دين، نظام اداري نا منسجم و ديگر. . . . بقيشو كه خودتون بهتر از من مي دونين !!!! حالا باز هم بگید غربی ها به دنبال پایمال کردن فرهنگ پیشرفته و ناب ما ایرانی ها هستند !!!!!!!!!!!!!

ده کشور اول در این رده بندی رو در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 21:19 ] [ امید مظلومی ] [ ]

 

بـــاز هــــوای ســــحــــــــرم آرزوســــت                 خـــلــــوت و مــــژگــــان تــرم آرزوسـت

شـكــــوه ی غـــربـــت نــبــرم ایـن زمـان                 دسـت تـــــــو و روی تــــو ام آرزوســت

خــــســتــــه ام از دیـــدن ایـن شـوره زار                 چـشـم شـقــــایــــق نـگـرم آرزوســـت

واقـــعـــه ی دیـــــــــدن روی تـــــــــو را                  ثــــانــــیــــه ای بـیـشـــتــرم آرزوسـت

جــلـــوه ی ایـــن مـــاه نـــكـــو را بـبـیـن                  رنــــــگ و رخ و روی تــــــو ام آرزوسـت

ایـن شـب قـدر اسـت كـه مـا بـا همیـم؟                  مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت

حـــسِّ تــــو را مـی كنـــم ای جـان مـن                   عــــزلـت بـــیـتــی دگــــرم آرزوســــت

خـانـه ی عـشـِاق مــهـاجـر كـجـــاست؟                  در سـفــــرت بـــال و پـــــرم آرزوســـت

حـسـرت دل بـــارد از ایـــن شـعـــر مـن                   جـام مـیـــی در حـرمــــــم آرزوســـــت

                                                                                                                                          حمیده عرشی(البته اشتباه نشه شعرازخودم نیست ها)

[ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 10:35 ] [ امید مظلومی ] [ ]
بخش ارتباطات- تکنوپولی چیست؟ نظامی که تکنولوژی انحصار طلب غربی، با اهداف کاملا فرهنگی در پیش گرفته است.تکنوپولی به معنای تسلیم فرهنگ در برابر تکنولوژی می باشد. تکنولوژی که امروز بخش اعظم آن در رسانه های جمعی خلاصه شده و دنیا را به هر سمت که بخواهد می کشاند.

همانطور که بارها گفته شده، آن چه در جهان امروز بر جهانیان می گذرد، حاکی از یک حادثه مهم است و آن چیزی نیست جز اینکه یک کلیت به نام فرهنگ بشری در معرض زوال و انحطاط قرار گرفته است.

نظامی که این کلیت را مورد هجوم قرار داده به گفته نیل پستمن، (نویسنده مشهور رسانه) تکنوپولی نام دارد. وی این واژه را از ترکیب دو لغت تکنولوژی و مونوپولی برداشت کرده و از آن، سلطه بلامنازع و حکومت تمام عیار "تکنولوژی بدون اخلاق" را بر جامعه انسانی، منظور داشته است.

آنچه مشخص است اینکه نظام تکنوپولی به مسائلی همچون باورهای مذهبی، قبیح بودن گناه در ذهن و اندیشه انسانها،ریشه ها و آداب و رسوم خانوادگی، اعتقاد چندانی ندارد و به نظر می سرد به چنین مواردی به دیده حقارت نگاه می کند.

هرچند که هنوز توان تخریب کامل این باورها و ارزشها وجود ندارد اما تدریجا این هدف در راه محقق شدن است.

به نظر می رسد نظام تکنوپولی با خلق شبکه ای همچون فارسی وان به دنبال تثبیت جهان بینی مورد نظر خود به مخاطبان، می باشد

طبیعتا برای تحقق این هدف راه ها و روش های مختلفی وجود دارند که در این میان رسانه ای مثل تلویزیون ابزاری مهم و کارساز است و البته شبکه های ماهواره ای-تلویزیونی در حال حاضر، به روند پیشبرد برخی از اهداف در راستای هجمه فرهنگی، سرعت قابل ملاحظه ای بخشیده اند.

فارسی وان یک وسیله است. وسیله ای که به مدد پیشرفتهای روز افزون تکنولوژی در معرض دید مخاطبان ایرانی قرار گرفته است. اما سوال اینجاست که چند درصد از مخاطبان فارسی وان نسبت به آسیب دیدن باورهای فرهنگی-اخلاقی از جانب محتوای این شبکه آگاهی دارند؟

آمارهای رسمی و غیر رسمی نشان می دهند که به طور تقریبی نیمی از مردم ایران برنامه های این شبکه را دنبال می کنند. نوع برخورد و صحبت های افراد در اماکن عمومی و در سطوح مختلف جامعه نیز، تا حدی بر این ادعا مهر تائید می گذارد و اسفناک تر آن است که کودکان ونوجوانان در این زمینه به گفتگو می نشینند.

به نظر می رسد نظام تکنوپولی با خلق شبکه ای همچون فارسی وان به دنبال تثبیت جهان بینی مورد نظر خود به مخاطبان، می باشد.

وقتی تکنولوژی به امپراطوری بلامنازع در دنیا تبدیل می شود، به روش های مختلف سعی دارد تا بر رقبا پیروز شود و عنان شعور و افکار جهانیان را در دست گیرد. فارسی وان می آید تا فرهنگ ایرانی-اسلامی را نیز به سمت و سوی خود بکشاند. امپراطوری رسانه به قول هاکسلی در دنیای قشنگ نو، رقیب خود را از مشروعیت ساقط نمی کند، و به او انگ بی خردی و جنون نمی زند، بلکه او را نامرئی ساخته و بی تاثیر می کند.و این توفیق را از این راه به دست می آورد که به مذهب،هنر،خانواده،سیاست،تاریخ،حقیقت،حوزه شخصی افراد،هوشیاری و روشنفکری،آزادی و آزادگی،مفاهیمی دیگر می دهد....|(به نقل از نیل پستمن:تکنوپولی)

وقتی با اندکی تامل به این عبارات نگاه کنیم متوجه می شویم آنچه امروز در رسانه تحت عنوان فارسی وان دیده می شود، نزدیکی بسیاری به عبارات و جملات مذکور دارد.

اینطور به نظر می رسد که شبکه هایی همچون فارسی وان ابزارهای موثر دیو مستبد یعنی امپراطوری تکنولوژی هستند که اتفاقا با برنامه ریزی های از پیش تعیین شده به سراغ فرهنگهایی می آیند که هنوز به اسارت تکنولوژی های جهانی شده در نیامده اند.

با توجه به اینکه جامعه ما به دلایلی همچون اعتقادات و باورهای مذهبی کمی دیرتر و البته کمتراز جامعه غربی دچار تاثیرات فناوری و مدرنیته غربی می شود، سریالی همچون ویکتوریا برای ایرانیان تازگی دارد

تکنوپولی فرهنگی خاص خود دارد و از روح و روانی معین برخوردار است. خصوصیت بارز این فرهنگ قرار دادن تکنولوژی به جای خداست. تا جائیکه برای انسانها ستودنی می شود. این بدانجا می رسد که فرهنگ اعتبار خود را در تکنولوژی جستجو می کند. و به این واسطه در جستجوی ارضای امیال و کامیابی و لذت است. پس به خلق یک نظام اجتماعی جدید می پردازد که این امر جز با فروپاشی باورهای قدیمی، امکان پذیر نیست. به این ترتیب است که اهالی فارسی وان آگاهانه به گزینش سریالهایی می پردازند که به جلب نظر هر چه بیشتر مخاطبان ایرانی بپردازند.

به عنوان مثال سریال ویکتوریا که تقریبا از آغاز تاسیس شبکه فارسی وان از شنبه تا چهارشنبه و در ساعات پربیننده، پخش می شد، با اینکه حدود 22 سال پیش ساخته شده بود، در نظر مخاطبان ایرانی جایگاه ویژه ای را از آن خود ساخت.چون محتوای موجود در این سریال به وقایع امروز جامعه ما شباهت هایی داشت.مسائلی همچون روابط دختران و پسران و گرفتاریهای زوج های شاغل،و...

با توجه به اینکه جامعه ما به دلایلی همچون اعتقادات و باورهای مذهبی کمی دیرتر و البته کمتراز جامعه غربی دچار تاثیرات فناوری و مدرنیته غربی می شود، سریالی همچون ویکتوریا برای ایرانیان تازگی دارد.

از طرف دیگر به نظر می رسد دست اندرکاران فارسی وان نسبت به ذائقه ایر انیان در رابطه با سریالهای کره ای آگاهی داشته و به همین خاطر یکی از سریالهای این شبکه از این دست می باشد تا باز هم برای ایرانیان جذاب و دوست داشتنی باشد. گویا سریالهای کره ای برای ایرانیان نقش دام را بازی می کنند و با استفاده از فضایی بسیار کلیشه ای سعی دارند تا با بهره گیری از مضمونی مثل یک ارتباط عاطفی مثلثی ، مخاطب را در حالتی تعلیقی قرار داده و به سمت خود بکشانند. همانطور که در افسانه جومونگ و امپراطور دریا که از تلویزیون پخش شدند نیز این محتوای مشابه وجود داشت. این فضای تعلیق در سریالهای فارسی وان هم وجود دارند.

آنچه مهم است اینکه رابرت مرداک صاحب صهیونیست شبکه فارسی 1 قصد دارد در کنار این شبکه پنج شبکه دیگر فارسی را راه اندازی کند.این صهیونیست سرمایه دار بودجه ای بالغ بر 30 میلیون دلار برای راه اندازی شبکه های فارسی 2، فارسی 3،فارسی4،و فارسی 5 و فارسی 6 در نظر گرفته است.

توجه داشته باشیم و آگاه باشیم که اگر چنین شبکه هایی را برای تماشا کردن گزینش کردیم، لااقل آگاهانه و با دیدگاهی نقادانه مخاطب این شبکه ها باشیم.

واقعیت این است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در عصر مدرنیته زندگی می کنیم و هر روز هجمه ای تازه از این دریای خروشان به ما می رسد. پس آگاهانه دیدن و عمیق دیدن می تواند در این مسیر چراغی باشد تا ما را از اسارت در تاریکی نجات دهد.

 


منبع:کتاب "تکنوپولی" نوشته نیل پستمن.ترجمه صادق طباطبایی.تهران:1375

 حمیده عرشی

[ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 10:16 ] [ امید مظلومی ] [ ]


خندیدن یک پدیده ی اجتماعی است!
پژوهشگران معتقدند خندیدن، یکی از قدیمی ترین راه هایی ست که بشر برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می کند.
میمون ها، سگ ها و موش ها هم می خندند.
بچه ها پیش از حرف آمدن، می خندند.
هیچ کس خندیدن را به بچه ها یاد نمی دهد.
سی بی سی، تلویزیون دولتی کانادا در گزارش اخیر خود به پدیده خنده و یافته های پژوهشگران درمورد خنده پرداخته است.
آدم ها معمولا ناخودآگاه، با ریتمی منحصر به فرد و دربخش خاصی از مکالمه می خندند.
رابرت پراوین، عصب شناس و پژوهشگری که چندین دهه در مورد خندیدن تحقیق کرده است می گوید ممکن است آدم ها با شنیدن یک جوک شروع به خندیدن کنند، اما جای شگفتی است که فقط در ده تا پانزده درصد موارد خندیدن آدم ها به خاطر شنیدن یک مسئله طنزآمیز است.
خندیدن به جای این که واکنشی نسبت به یک جوک باشد، بیشتر به واکنش های اجتماعی مرتبط است.

پراوین می گوید: «خندیدن یک پدیده اجتماعی ست و وجود یک فرد دیگر، از ضروریات خندیدن است».
پراوین که استاد دانشگاه مریلند است طی سال ها پژوهش دریافته است که اساساً همه گروه های زبانی از طریق یک جور«هاهاها» می خندند و الگوی مولد خنده درمغز انسان سبب تولید صدای خنده می شود و حتی اگر به زبان های چینی، انگلیسی و فرانسه صحبت کنند هم خنده را درک می کنند.
پراوین تاکید می کند هر «ها» حدود یک پانزدهم ثانیه طول می کشد و هر یک پنجم ثانیه تکرار می شود و اگر فرد سریع تر و یا آهسته تر بخندد، صدای آن شباهتی به آوای خنده نخواهد داشت.
پراوین، نویسنده کتاب «خنده: یک تحقیق علمی» می گوید: «افراد ناشنوا بدون توانایی شنیدن می خندند و افرادی که در حال صحبت با تلفن همراه هستند بدون دیدن طرف مکالمه خود می خندند و این امر نشان دهنده آن است که خنده به یک حس ویژه وابسته نیست و به ارتباطات اجتماعی بستگی دارد.

ژاک پانکسپ، استاد روانشناسی دانشگاه بولینگ گرین می گوید: «خندیدن نشانه شادی و ارتباط مثبت و خوشایند با زندگی است. خنده، پدیده ای کاملا اجتماعی ست».
خندیدن فقط خاص انسان ها نیست. شامپانزه ها هم همدیگر را قلقلک می دهند و حتی وقتی یک شامپازه، تظاهر به قلقلک شامپانزه دیگری می کند، می خندد.

پانکسپ می گوید اگر موش ها را قلقلک بدهیم، می خندند و با این که ظاهراً باورنکردنی به نظرمی رسد، اما نشریه های علمی هم مقاله هایی در این مورد منتشرکرده اند.
وی با اشاره به نوارهای ویدئویی صحنه قلقلک موش ها می گوید موض ها عاشق قلقلک هستند و برای اینکه بیشتر قلقلک داده شوند، بارها به دست پژوهشگران بازمی گردند.
پانکسپ و دانشمندان دیگر با مطالعه موش ها درمی یابند که به هنگام خندیدن چه پدیده ای در مغز رخ می دهد و در نهایت به ریشه ناراحتی و غصه های انسان نیز پی خواهند برد.

جفری برگدورف، استاد مهندسی پزشکی دانشگاه نورث وسترن دریافته است که خندیدن در موش ها نوعی فاکتور شیمیایی رشد تولید می کند که شبیه انسولین است و به عنوان یک عامل ضد افسردگی و کاهش دهنده نگرانی و اضطراب عمل می کند.

برگدورف معتقد است که احتمالاً پدیده مشابهی هم در بدن انسان رخ می دهد. این امر، برای پزشکان فرصتی فراهم می کند تا با هدف قرار دادن مغزانسان با مواد شیمیایی جدید، داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب تولید کنند.

دکتر مارگارت استوبر، استاد روان درمانی دپارتمان پزشکی دانشگاه لس آنجلس که در مورد نقش خنده بر سلامت بیماران خود تحقیق کرده، دریافته است که روحیه افراد با خندیدن بهتر می شود اما خندیدن صرف برای بهبود کامل بیماران مبتلا به افسردگی کافی نیست

----حمیده عرشی----------------------------------------------------------------------------

[ دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 ] [ 9:58 ] [ امید مظلومی ] [ ]
واژه مد در لغت‏به معنای سلیقه، اسلوب، روش و شیوه و… به کار می‏رود و در اصطلاح، عبارت است از روش و طریقه‏ای موقتی که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه و سبک زندگی از جمله شکل لباس پوشیدن، نوع آداب پذیرایی و معاشرت و تزیین و معماری خانه و… را تنظیم می‏نماید.
بنابراین، می‏توان گفت: مد به تغییر سلیقه ناگهانی و مکرر همه یا بعضی از افراد یک جامعه اطلاق می‏شود و منجر به گرایش به انجام رفتاری خاص یا مصرف کالای به خصوصی یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی می‏شود.
مد، یک پدیده ای اجتماعی است که در گوشه و کنار جامعه به طور فراوان این پدیده دیده می شود. خیلی از افراد جامعه تقلید از مد را نشان پیشرفت می دانند و از آنها پرسیده می شود علت این گونه مد چیست؟ دلیل قانع کننده ای ندارند .
وقتی صحبت از پدیده، مد می شود، ناخودآگاه ما را به سراغ جوانان سوق می دهد. آنچه مسلم است اینکه ماهیت مد چیز بدی نیست، به شرط اینکه به ضرر طرف مقابل نباشد و افراد را به سمت پوچ گرایی و بی هنجاری نکشاند.وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباس‏های غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار می‏گیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه می‏کنند.
شاید شما هم با این مساله روبرو شده‏اید که وقتی بعضی از جوانان به دلیل پوشیدن لباس‏های غیرمعمول و یا اصلاح و آرایش خاص موی سر و صورت و انجام دادن برخی رفتارهایی که با فرهنگ و رسوم اجتماعی ما همخوانی ندارد مورد اعتراض قرار می‏گیرند، عمل خود را به عنوان مد و مدگرایی توجیه می‏کنند.
بعضی افراد علت تقلید مد را جلب توجه و جذب افراد می دانند چون کمبود توجه و عقده روانی دارند وبا اینکار می خواهند خود را نشان دهند و بعضی ها نشان از پیشرفت و توسعه می دانند چون نمی توانند الگو و روش پیشرفت آنها را کسب کنند ادای آنها را در می آورند. چه خوب است به این گفته پیامبر اعظم (ص) عمل كنیم كه می فرمایند: «علم اگر درچین هم بود بروید یاد بگیرید». بزرگی هم در این باره می گفت: چون راه ترقی حتی به روش غربی آن هم سخت است بسیاری از ما برای این كه خود را غربی و روشن فكر نشان دهیم از ظاهر آنها پیروی می كنیم؛ مثلا فردی به غرب رفته بود وقتی برگشت به دوستانش گفت: ما كه نمی توانیم مانند آنها تحقیقات انجام دهیم كار سختی است، ولی می توانیم ادای آنها را در بیاوریم و مثل آنها لباس بپوشیم، سیگار برگ بكشیم و... در همین افكار بودم كه خود را جلوی در خانه دیدم.

ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 ] [ 13:5 ] [ امید مظلومی ] [ ]
 بررسی نقش روابط عمومی در فرآیند توسعه جامعه، یکی از موضوعات اساسی در مطالعات مربوط به این حوزه است.
متاسفانه علی رغم تاکیدات زیاد صاحبنظران این حوزه بر نقش بنیادی روابط عمومی در توسعه، هنوز آثار و ادبیات قابل اتکایی در این خصوص وجود ندارد.

 لذا به نظر می رسد اهتمام خاص برای پرداختن به موضوع لازم است.
در این مقاله، تلاش می شود تا صرفاً گام اول برداشته شود، امید آنکه اندیشه مندان روابط عمومی، قلم فرسایی لازم را در این خصوص داشته باشند.

ادامه مطلب در لینک زیر


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 ] [ 12:0 ] [ امید مظلومی ] [ ]
                       

انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج!


هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
.


حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری میکند.

 حمیده.ع

                                                     

[ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 ] [ 10:14 ] [ امید مظلومی ] [ ]

 

فرستنده:حمیده عرشی

[ جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ] [ 16:29 ] [ امید مظلومی ] [ ]

 

یك روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت كرد. ملا نمی دانست كه خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی آید. هر كاری كرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد. كه استراحت كند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد . وقتی كه دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را آرام كند كه دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت. بعد از مدتی متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

بعد ملا نصر الدین گفت : لعنت بر من !!! كه نمی دانستم اگر خر به جایگاه رفیع و پُست مهمی  برسد هم آنجا را خراب می كند و هم خودش را می كُشد!!!

 

[ پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 21:42 ] [ امید مظلومی ] [ ]

مطابق آخرين آمارهاي ارائه شده، سايت هاي دوست يابي پرطرفدارترين سايت ها نزد ايرانيان محسوب مي شود و بر اساس يک پژوهش تحقيقي 79 درصد جوانان ايراني حداقل يکبار به سايت هاي دوست يابي وارد شده اند. اين ارزيابي مشخص مي‌کند که جوانان 15 تا 19 ساله دختر و 18 تا 40 ساله مرد بيشترين متقاضيان عضويت در سايت هاي دوست يابي هستند. در اين ميان دختران تمايل کمتري به اين گونه دوست يابي ها داشته و تنها 41 درصد آنها به قصد دوست يابي به اين سايت ها مراجعه کرده اند.

ارزيابي ها نشان مي دهد که ميزان سکس‌گردي ايراني ها در اينترنت در حال افزايش و به حد هشدار رسيده است.

اگر بپذيريم که پديده گردش در اينترنت نوعي سرگرمي رضايت بخش محسوب مي شود که بايد و نبايدهاي آن بعضا ناديده گرفته مي شود بطوريکه حتي فيلترينگ سايت ها نمي تواند مانعي براي اين نوع تفريح شخصي باشد. اين در حالي است که از گذشته و در موارد متعددي بر اين عبارت تاکيد شده است که "تکنولوژِي خوب است به شرطي که از آن درست استفاده شود" اما اين اصل در بيشتر موارد رعايت نمي شود.

بر اساس اين گزارش، ميزان قابل ملاحظه اي از کاربران اينترنت در جهان با سوء استفاده از امکانات سخت افزاري و نرم افزاري و کاربرد نادرست نبوغ خود فضاي نامناسبي را در عرصه مجازي بوجود آورده اند که پديده سايت سازي و ايجاد وبلاگ نيز از اين مقوله مستثني نيست.

آنچه در ايران از آن با عنوان سايت هاي مساله دار ياد مي شود مجموعه اي از وب ها، سايت ها و وبلاگ هائي است که به عرضه خدماتي خارج از عرف مي پردازند به طوري‌که مطابق آخرين آمارهاي ارائه شده، سايت هاي دوست يابي پرطرفدارترين سايت ها نزد جوانان ايراني محسوب مي شود. در اين سايت ها تعداد زيادي از افراد پس از عضويت و دريافت رمز ورود به گفتگوي اينترنتي و دوستي با جنس مخالف مبادرت مي كنند. 

بررسي‌ها نشان مي دهد که ميزان کامنت هاي افراد عضو سايتهاي گفتگو و دوست يابي به جنس مخالف بيشتر از ميزان کامنت هائي است که افراد همجنس براي يک آشنائي ساده براي يکديگر مي گذارند. گردانندگان سايت هاي دوست يابي مقرراتي را تحت عنوان آئين نامه عضويت تدارک ديده اند که ظاهرا تضميني براي افراد عضو شونده است با اين مضمون که به کاربران اطمينان خاطر دهند امکان هرگونه سوء استفاده منتفي است اما

بر اساس يک پژوهش تحقيقي 79 در صد جوانان ايراني حداقل يک بار به سايت هاي دوست يابي وارد شده اند. اين ارزيابي که از سوي تعدادي از فارغ التحصيلان علوم اجتماعي دانشگاه آزاد صورت گرفته بيان مي دارد که جوانان 15 تا 19 ساله دختر و 18 تا 40 ساله مرد بيشترين متقاضيان عضويت در سايت هاي دوست يابي هستند.

همين تحقيق بيان مي دارد که بيش از 55 درصد کاربران اينترنت در ايران که چيزي در حدود 12 ميليون کاربر فعال هستند به سرچ سايت هاي مبتذل مبادرت مي کنند. بيشترين ميزان عبارات سرچ شده در اينترنت از سوي کاربران ايراني کلماتي شامل عبارات س ک س و يا ابزار جنسي بوده است

بر اساس اين ارزيابي 80 درصد ترافيک سايت هاي داخل ايران مربوط به سايت هاي مساله‌دار و دوست يابي بوده است. در اين ميان دختران تمايل کمتري به اين گونه دوست يابي ها داشته و تنها 41 درصد آنها به قصد دوست يابي به اين سايت ها مراجعه کرده اند

اين بررسي حاکي است که بيشتر دختران، دوستي هاي دستجمعي و گروهي را به دوستي انفرادي ترجيح مي دهند

گسترش دامنه استفاده جوانان از سايت هاي مساله دار موجب شده که مسئولان مخابرات نزديک به 80 درصد سايت هاي قابل دسترسي مرتبط با س ک س و مسائل غير اخلاقي را فيلتر کنند. با اين حال نزديک به 50 درصد کاربران براي عبور از اين فيلتر به پروکسي‌هاي قوي دسترسي داشته اند که برخي سايت ها به صورت ويژه و اختصاصي براي کاربران ارسال مي کنند و در خلال آن از کاربران عضو مي خواهند که رمز ورود فتيلر شکن هايشان را دراختيار ديگر افراد قرار ندهند.

جستجوي تصاوير مبتذل را نمي توان يک سرگرمي عادي فرض کرد. "هوشنگ فخر زرين" متخصص و رفتار شناس اجتماعي انگيزه رواني را يک نياز قوي در مراجعه به سايت هاي مبتذل دانسته و مي گويد: تحقيقات نشان داده که مردم از همه قشري، تحصيلکرده و کم سواد سرکشي به سايت هاي مبتذل را حداقل يک بار تجربه کرده اند.

اين متخصص خاطر نشان مي کند که مطابق آخرين برآوردها در ميان مردان بيشترين تقاضا براي دسترسي به سايت هاي مبتذل مشاهده شده است که دامنه سني در اين گروه در حال افزايش به محدوده 55 سال است.

فخر زرين با اين حال تاکيد مي کند که پاي بندهاي مذهبي تاثير قابل ملاحظه اي در خودداري از مراجعه به اينگونه سايت ها داشته و مي تواند يک عامل بازدارنده در ورود مداوم به سايت هاي مساله دار باشد.

نکته نه چندان مبهم، چگونگي کارکرد سايت هاي مساله دار اخلاقي است. گردانندگان اين سايت ها غالبا افراد و گروههائي هستند که به طور هماهنگ کار به روز کردن مطالب را برعهده مي گيرند. بر اساس ارزيابي هاي صورت گرفته بيشترين مواردي که درسايت هاي مساله دار مورد توجه گردانندگان قرار دارد مواردي است که بر حسب مورد بيشترين مراجعه کاربران را شامل مي شود 

اين موارد که با عنوان نياز کاربران خوانده مي شود به ترتيب اهميت براي کاربران و بيشترين ميزان کليک بر روي آنها عبارتند از: 1- تصاوير دختران جوان 2- تصاوير دوربين مخفي از محيط‌هاي خصوصي 3- تصاوير غير اخلاقي هنر پيشه 4- تصاوير دختران فراري 5- پارتي دختران دانشگاهي 6- ورزش دختران 7- داستان هاي مبتذل و
هرزه‌گردي در اينترنت را گرچه نمي توان پديده اي منحصر به ايران دانست اما بايد نسبت به افزايش نگران کننده گرايش به آن حساس بود. زنگ خطر زماني به صدا در مي آيد که با افزايش ميزان سن هرزه‌گرد ها مواجه مي شويم و نتايج تلخ آن را در زندگي اجتماعي افراد ملاحظه مي کنيم

امروزه چت روم ها و تالارهاي گفتگو زمينه مساعدي را براي گرايش افراد به سايتهاي مساله دار بوجود آورده است و به نظر مي رسد که صرف پرداختن آماري به اين معضل به خودي خود نمي تواند راه حل اين مشکل باشد. صرفنظر از جهاني بودن اين معضل بايد گفت که ضروري است اين گونه گرايش ها در ايران با توجه به غلبه نگاه هاي ارزشي محدود يا ساماندهي شوند

اگرچه برخورد حذفي مي‌تواند در کوتاه مدت پاسخگوي اين هرزه‌گردي ها و تولد قارچ‌گونه اين‌گونه سايت‌ها باشد اما توليد و انتشار سايت‌هايي با محتواي مفيد بي‌ترديد بهترين راه حل براي ايجاد فضاي سالم اينترنتي است 


[ پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389 ] [ 1:13 ] [ امید مظلومی ] [ ]

به نام انکه همیشه در کنارم است....

به نام انکه دوستش دارم .....

به نام انکه انگیزه را در من نهاد. به نام انکه تفکر را در من نهاد وبه نام انکه همه چیز به من داد ولی من نمی دانم و یا بهتر بگویم نمی خواهم بدانم ........

 

تب وتاب زندگی

خسته ام . خسته ام از این زندگی؛ از این اشفتگی از این همه سردرگمی از این زندگی لجنباری که هر روز در ان دست وپا میزنم وهر روز بیشتر از دیروز در کثافت های ان غرق میشوم .

می خواهم سرم را از این کثافت ها پاک کنم تا شاید راحتتر از همیشه  نفس بکشم دوست دارم نفسی به ژرفای وجودم بکشم اما افسوس که...... نمیتوانم ...نمیتوانم ........... نمیتوانم .

وجودم ، روحم ، جسمم افسرده است،آشفته است از این حال روزی که مرا در خود احاطه کرده  ....

دگر به وجود چنین وضعی عادت کرده ام اما دوست دارم ورای ان را ؛ ورای ان دیواری را که به اوج اسمان  قد برافراشته ومرا در خود اسیر کرده ببینم.شنیده ام انجا هوای تازه تری دارد شنیده ام انجا روز ها دلپذیر تر است و شبها عاشقانه تر.شنیده ام آنجا ادم ها به یکدیگر عشق می ورزند  شنیده ام آنجا نگاهها آلوده نیست آلوده از تحقیر آلوده نکبت الوده از ....

شنیده ام آنجا حرفها ، لحن ها ، همه وهمه حاکی از دوست داشتن است حاکی از صداقت است .

شنیده ام درانتهای ان ساحلی است آرام.......آرام.......به دور از هر گونه هیاهواست و بعدازظهر ها در کنار تنه ی خشکی که در کناری افتاده، نسیمی میوزد نسیمی که تمام وجودم را از تمامی آلایش ها ازاد وسبک میکند نسیمی که به همراه آن اشک هایم را جاری میکنم تا بر گونه هایم غلت غلتان بر زمینی افتد زمینی که هزاران نفر دیگر درانجا  در  زیر سایه ی درخت خشکیده نشسته اند و اشکها شان را جاری ساخته اند تا شایدبا اشکها شان بتوانند درختی را که سال هاست خشکیده است بیدار کنند، اما افسوس...........

شنیده ام بعد از ان به هنگام غروب خورشید دل را به دریا میزنند آهسته آهسته به سمت اقیانوس گام بر میدارند ولی همیشه نگاهشان به ساحل به آن در خت خشکیده است و همچنان میروند، آرام و آهسته بر سطح اقیانوس گام بر میدارند .

من هم خواهم رفت از این دیوار خواهم گذشت ودر کنار آن ساحل خواهم نشست و اشک هایم را که سال هاست در گوشه ی چشمم خشکیده است جاری خواهم کرد و بر آن اقیانوس گام بر خواهم داشت......

نوشته ای از :

                          محمد جواد شکرریز

[ چهارشنبه بیستم مرداد 1389 ] [ 0:22 ] [ امید مظلومی ] [ ]

اين شبها اكثر خانواده هاي ايراني بيننده سريال فاصله  ها كه از تلويزيون ملي پخش مي شود هستندو ان را دنبال مي كنند.

فاصله ها سومين سريال روتين سهيلي زاده بعد از ترانه مادري و دلنوازان است،كه از اكثر معيارهاي سريالهاي عامه پسند بهره ميبرد؛من جمله داستان عاشقانه،بازيگران تين ايجرو محبوب وپخش شبانه و پشت سرهم.كمي توجه نشان ميدهد اين سريال آميخته اي از دلنوازان و ترانه مادري است با كمي تغييرات:داستان عاشقانه،گذشته مبهم،واختلاف با خانواده.كه دغدغه بسياري از خانواده هاي ايراني مي باشد.اما اينكه تا چه حد در ارايه پيام هاي خود موفق بوده است جاي بحث دارد.

ضعف شخصيت پردازي به خصوص درمورد محسن پدر خانواده به شدت مشاهده مي شود.محسن به عنوان شخصي مذهبي،لجباز ،سخت گير و دگم نشان داده مي شود كه به خود اجازه مي دهد وسايل فرزندانش را بگرددو اتاق انها را وارسي كند.فرزندش را از ارتباط با نامحرم نفي كند و خود با معشوقه قديمي به كافي شاپ و رستوران برود و ماجراي رطب خورده كي منع رطب كند؟درحالي كه با وجود چنين پدري اكثر مشكلات به گردن سادگي وسركشي سعيد است تا تربيت غلط محسن.

نكته ديگر شعارزدگي بالاي سريال است.كه تعدادي پيام اخلاقي گل درشت براي خالي نبودن عريضه در آن گنجانده شده وانجام اين ماموريت بر عهده عموي داستان گذاشته شده است.به ياد بياوريد سخنان عمو درباره ربا و معرفي كتاب و متحول شدن يكباره ي سعيد و سخنراني هاي او  من باب تربيت فرزندان براي محسن.

در حالي چنين كاري در اغلب موارد تبديل به ضدنصيحت شده و مخاطب احساس توهين به شعور خود را مي كند.زيرا با او به عنوان يك كودك برخورد مي شود.

در اين صورت نمي توان از جوانا ن به علت روي اوردن به ماهواره و فارسي وان كه صحبت از آن بسيار است انتقاد كرد.اين روزها جاي خالي سريال هاي فاخري مثل سربداران،روزي روزگاري،سلطان و شبان و در چشم باد  كه علاوه بر استفاده از معيارهاي عامه پسند و جذابيت هاي بصري هنري چيزي به اندوخته اي مخاطب اضافه كند بسيار حس مي شود.

در ادامه هم یک مطلب طنز درابره سریال نوشته شده بخونید ضرر نمی کنید

برای خوندن ادامه مطلب روی نام نویسنده کلیک کنید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم مرداد 1389 ] [ 3:3 ] [ امید مظلومی ] [ ]
کودک اسرائیلی : پدر من به من گفته ، شما ها شرور ، تروریست و حیوان صفت هستید
کودک فلسطینی : ولی پدر من چیزی به من نگفته . آخه پدر تو اونو کشته !!
[ شنبه نهم مرداد 1389 ] [ 1:10 ] [ امید مظلومی ] [ ]

مقاله ي ميزان كتاب خواني در ايران به يكي از مهم ترين موضوعات و نكات موجود در جامعه ي ايران پرداخته و سرشار از نكات جالب توجه است . اما چيزي كه نبايد به سادگي از آن گذشت اين است كه تنها كتاب خواندن مساله نيست ، چه چيز خواندن نيز ، داراي اهميت است . بي شك همه ي ما در هنگامه ي عبور از معابر و خيابان ها ، غرفه ها و نمايشگاه هاي كتاب فروشي ، كه به صورت دائم يا موقت برپا شده است ، را ديده ايم . كتاب فروشي هايي كه بعضا تبديل به فروشگاه هايي مي شود كه اقلام گوناگوني از كالا و البته قدري هم كتاب در آن مي توان يافت . كتاب فروشي هايي كه در اكثر اوقات بزرگترين دغدغه ي صاحبان آن ها چندر غاز اسكناس رهگذراني است كه ناگهان اهل مطالعه مي شوند و هوس كتاب خواندن مي كنند . كتاب فروشي هايي كه از بخت بد گرفتار مردمي هستند كه يكي از صفات مذموم آن ها كتاب خوان نبودن و يا كتاب نخوان بودن است . . صفت ناشايسته اي كه شايد در شرايط موجود ، بتوان آن را از محاسن و فضايل اين مردم دانست .

مطالعه همواره عمل مفيدي قلمداد مي شده است . عملي كه مي تواند منجر به افزايش سطح فكر و انديشه گردد ، و ناشناخته ها ي بسياري را براي انسان مكشوف سازد . از اين رو توصيه و سفارش به آن امر رايجي ، كه از زبان علما و فضلا بسيار ساري و جاري است .

البته بوده اند كساني همچون اگوست كنت ، بنياد گذار جامعه شناسي كه براي مصونيت از جهت گيري فكري و در امان ماندن از آلودگي مغزي ، بهداشت مغزي را پيشه ساخته و در طول عمر پربار خويش كتابي را مطالعه نكرده و به پيروان خويش نيز اين رويه را سفارش نموده اند .!!!

و اي كاش در شرايط موجود ( *** حداقل عوام و رهگذراني كه ناخود آگاه متمايل به كتاب خواندن مي شوند و نه اهل انديشه كه تنبه از وي‍ژگي هاي اصلي آنان است و به آساني گرفتار مكر و حيله ي روبه صفتان نمي شوند ***) ، هرگز چنين عمل قبيحي را مرتكب نمي شدند ، تا اين گونه در گرداب اين بي اخلاقي هراسناك و بي شرمانه اي كه سر آغاز آن فعلا آشكار و بي نقاب نيست و در آينده مشخص خواهد گشت ، گرفتار نگردند .

آري اي كاش اگوست كنت حداقل تا زمان بهبود اين اوضاع اسف با ر ، در اين يك مقوله الگوي ما بود ...

و اي كاش همان گونه كتاب نخوان باقي مي مانديم ...

و اي كاش هيچ گاه گذرمان به اين گونه كتاب فروشي ها نمي افتاد ، كتاب فروشي هايي كه نگاهي به موضوعات كتاب هاي روي قفسه هايشان حسرت و غم را بر دل هر انسان دقيق و متعهدي خواهد نشاند . نگاهي كه شايد ما را از توضيحات بيشتر بي نياز سازد :

چگونه يك شبه پولدار شويم ؟ چگونه در دو ثانيه ابليس را دور بزنيم ؟ چگونه اجنه را بيابيم ؟ چگونه از مزاحمت اجنه مصون بمانيم ؟

آداب جماع ! آداب غسل ! ......

چگونه آشپزي كنيم ؟ چگونه آشپزي نكنيم ؟ چگونه زن خود را ... ؟ چگونه شوهر خود را ... ؟ چگونه قواي جنسي را تقويت كنيم ؟ چگونه با يك ذكر يك شبه پولدار شويم ؟ 10ورد براي پولدار شدن ... ! ماجراي زني كه جن را ... ماجراي جني كه زن را ... چگونه سرنوشت خود را تغيير دهيد ؟ راه هاي كسب ثروت در يك روز يا يك شب !!!

بخت آزمايي و راه هاي كسب شانس !!!!!!!! و ...

برخي از اين موضوعات آن قدر سطحي ، زشت و زننده اند كه حتي بردن نام آن ها كار درستي نيست .

درون مايه هايي كه شعور و فهم انسان را به سخره گرفته است و به يقين اهداف شومي در پس آن هست .

انتهاي اين جريان چيزي نيست جز خرافات ، تنبلي ، بي مسئوليتي ، رواج نگاه تقديرگرايانه ، ركود ، طمع ، دروغ ، ريا ،فلاكت ، بدبختي و چيزي كه چيز خوبي نيست .

در اين همه ، كتابي و كسي ، نيست كه بگويد : يك شبه نمي توان پولدار شد ، و يك شبه نمي توان ره صد ساله رفت و يك شبه نمي توان بزرگترين انسان تاريخ شد ...

و كتابي نيست كه به تو بفهماند چگونه زندگي كن و چرا زندگي ميكني ... ؟ و به من ياد آوري كند كه حق نداري اعمال نسنجيده و زشتي كه انجام ميدهي را به شانس يا سرنوشت محتوم از پيش تعيين شده ات مربوط سازي ...

و تو را و من را متنبه سازد كه با يك ذكر نمي توان پولدار شد ، و با يك ورد نمي توان اجنه را احظار كرد و ... اين كه به دنبال مزاحمان اصلي باش !!! اجنه را با تو كاري نيست !!! مواظب باش مسببان اين جنايت ، انسانيتت را اين گونه آسان ، به سخره نگيرند ،

اجنه ناشران اين گونه انديشه هايند ، و آتشي كه در حال سوزاندن دامان تو و نابودي شرافت و رفاه توست ،از جانب ديگري است نه از سوي موجودات آتشيني كه آن ها را اجنه ناميده اي ...

و از همه مهم تر اين كه كتابي را نخواهي يافت كه به جاي اين همه چگونه ، يك كلمه بگويد چرا ؟ چرا پولدار شويد ؟ چرا زن خود را ؟... چرا شوهر خود را ؟ چرا سرنوشت را تغيير دهي ؟ چرا اجنه را ظاهر كني ؟ چرا ...آري آن چه هرگز نمي بيني و نمي شنوي از چرا سخن گفتن است .

به دنبال علت هم كه مي روي گروهي براي توجيه اين اوضاع ، علاقه و اشتياق مردم براي اين گونه موضوعات ، - كه از سطح نازل شعور و آگاهي مردم نشات مي گيرد - را به عنوان دليل معرفي مي كنند . دليلي كه براي توجيه ابتذال در ساير حوزه ها ( همچون سينما ) نيز كاربرد زيادي دارد . كه اين همه نشان از وقاحت و بي شرمي است .

در اين جا با چندين پرسش اساسي و مهم روبه رو هستيم . 1 - دليل رونق گرفتن اين گونه موضوعات و منشا ابتذال موجود چيست ؟ اگر واقعا سطح شعور مردم تنزل يافته است علت اين تنزل را در كجا جست و جو بايد كرد ؟ براي پيش گيري از نتايج مخرب اين جريان چه راه چاره اي انديشيده شده است ؟ و ده ها سوالي كه مي بايست، به آن ها پاسخ داده شود ...

آري درد تنها كتاب نخواندن نيست ...

مسعود غفاري

[ چهارشنبه ششم مرداد 1389 ] [ 19:5 ] [ امید مظلومی ] [ ]

- چرا مطالعه در ایران وضعیت ناامید کننده ای پیش رو دارد؟


در شرح وضعیت ناامید کننده، عللی را بیان کرده اند. از آن جمله : گران بودن کتاب، فقدان وقت کافی برای مطالعه، سرگرم شدن به مسایل جانبی و یا نبود کتاب مناسب برای سلیقه‌های مختلف. همه اینها هست اما مسئله، این‌ها نیست. بسیار جوانانی را در فضای عمومی می‌توان مشاهده کرد که ساعت‌ها سرگرم ارسال پیامک به این و آن هستند و فراوانند افرادی که وقتشان را به تماشای تلویزیون اختصاص داده‌اند. البته بطالت، برای افراد وقتی نخواهد گذاشت. قیمت بالا ی کتاب یا کمبود وقت و یا سختی دسترسی به کتاب نمی‌تواند توضیح دهنده خوبی برای میزان پایین مطالعه در ایران باشد. حقیقتا دلایلی را که عموما برای وضع مطالعه در ایران برمی‌شمرند، نمی‌توان دلیل محسوب کرد بلکه بیشتر خرده‌گیری و بهانه جویی است.

ادامه مطلب در لینک زیر


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم مرداد 1389 ] [ 18:17 ] [ امید مظلومی ] [ ]
سقراط حکیم را که محکوم به مرگ شده بود به قتلگاه میبردند
 
زن و شاگردانش دنبال او گریه کنان می آمدند ،
 
سقراط از زنش پرسید چرا گریه میکنی؟
 
گفت:از آن میگریم که تو مقتول واقع میشوی .
 
گفت:مگر دوست داشتی که من قاتل واقع شده باشم ؟
 
زن گفت: از آن میگریم که بی گناهت میکشند .
 
گفت: مگر دوست داشتی که با گناهم بکشند ؟
 
شاگردان گفتند نعش تو را چه کنیم .
 
گفت : به صحرا اندازید .
 
گفتند: از درندگان ایمن نخواهی ماند .
 
گفت:آن چماق مرا برای دفع آنان کنارم بگذارید .
 
گفتند: در آن وقت حس و حرکت نداری که آنها را دفع کنی .
 
گفت: پس چون حس و حرکت ندارم
 
از اذیت و آزار آنان نیز مرا آسیبی نیست .

فهیمه نامور مقدم

[ چهارشنبه ششم مرداد 1389 ] [ 18:12 ] [ امید مظلومی ] [ ]

تازه دست اندازهاي ترم اول را رد كرده بوديم و داغ ننگ ترم اولي رو كه بر پيشونيمون زده شده بود پشت سر گذاشته بوديم...

ترم دو در حالي شروع شد كه از بهمن تا اسفند رو پيچونده بوديم ولي روحمون هم خبر نداشت كه از چاله داريم مي افتيم توي چاه.چشمامون يكي يكي به جمال استادان منور شد .فراموش شدني نيست روز اولي كه فاطمي نژاد (انيشتين دانشگاه كاشان) به چشم اندر آمد .اكسير هيجانات فاطمي نژاد مس اقتصاد را طلا مي كرد.به لطف استاد همه چيز دان فرنگ رفته مان كلاس هاي اقتصاد دايرة المعارفي بود از تاريخ ايران ،جهان ،سياست و...ناگفته نماند ما غزل خواني حافظ هم داشتيم. چشمتان روز بد نبيند همين اتفاقات در كلاس هاي رياضي تداوم داشت ،كلاس هاي دل نشين رياضي با دسر لطيفه ها و خاطرات .خوشي هاي كلاس هاي فاطمي نژاد زود گذر بود، چيزي نگذشته بود كه با كتاب كم حجم و جيبي گيدنز رو به رو شديم. داشتن استاد خانم هم برايمان لطفي داشت.اندر احوالات كلاس ايشان بايد به خلاصه نويسي هاي در حد المپيك اشاره نماييم . نكته اين كه در شروع كلاس بسي بوديم و در پايان كلاس قطره قطره وانگهي كم مي شديم ،اما اين ترفند در كلاس هاي فلسفه ي سهراب زاده به لطف استاد مچ گيرمان جواب نمي داد.همه به دنبال جايي براي چرت زدن عصر گاهي بودند. رايزني ها براي تحقيقات كلاسي كار هميشگي بود والبته در اين هياهو اصرار از استاد بود و انكار از ما . ما هيبچ گاه از ديالكتيك سهراب زاده سر در نياورديم چه با لب تاپ چه بي لب تاپ .

الامان ...الامان ...از فناوري نوين اطلاعات ، ما با لب تاپ سر ناسازگاري داريم،فلسفه كه هيچ سياست را هم با لب تاپ نفهميديم. استادمان حس ناسيوناليستي زيادي داشت اما گاهي سوپاپ محافظه كاريش بالا مي زد و سو گيريش حال ما را مي گرفت.

از آن جايي كه كاشاني ها به دل مي نشينند دقيق جور ديگر بر دل نشست. روز اول براي خالي نبودن عريضه سر وقت آمد اما در روزهاي ديگر واقوليد.به قول سهراب جانمان چشمها را بايد شست و كنفرانس هاي كلاس كليات حقوق را جور ديگر بايد ديد .

اما...

هيهات از كنفرانس در كلاس هاي دكتر گنجي ،به قول دانشجوي پيشكسوت كلاسمان همه ي ما را جو گرفته بود . پادگان را به چشمان خود در كلاس هاي او ديديم و چند ماهي نقش سرباز را بازي كرديم و براي مدرك پايان خدمت چه زجرها كه نكشيديم...

اين قصه سر دراز دارد و ما را مجالي براي بازگويي آن نيست.

فصل گرم امتحانات را در كوير كاشان سپري كرديم ،به حمدالله آن قدر هوا گرم است كه ما كاشاني ها هم به فكر گرفتن انتقالي افتاده ايم اما ...

الا اي اهل دانش ادركاساً و ناولها                      كه درس آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها


[ یکشنبه سوم مرداد 1389 ] [ 0:19 ] [ امید مظلومی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

در درون فرهنگ سیاسی پاتریمونیالیستی تنها سه راه پیش روی فرد وجود دارد:
1) اطاعت، احترام محض، چاپلوسی و فرصت طلبی؛ 2) ترس وسکوت همراه با نقد و تمسخر سرپوشیده 3) طغیان عصبی.(حسین بشیریه)

امید مظلومی (atash.sepand@gmail.com)